تونل آزادی

نوشته هایی در آغوش باد...

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر باران» ثبت شده است

چرا؟واقعا چرا؟؟؟

چرا توی هوای به این خوبی و بارون به این قشنگی ما باید بریم تو کتابخونه واسه میانترم بیوشیمی بخونیم؟؟؟واقعا چرا؟



پ.ن.:دیشب ی شعر پست مدرن شنیدم که کرک و پرم ریخت:)))))

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva

روبوسی آبدار!!!


«دیشب باران قرار با پنجره داشت

روبوسی آبدار با پنجره داشت

یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد

چک چک چک چک...چکار با پنجره داشت؟»

-قیصر امین پور-

هر بار که این رباعی رو میخونم حالم جا میاد...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva