آیا واقعا زندگی همین روزا ها و ماه ها و سالهاست؟آیا نباید یک جای زندگی توقف کنم و حیران بشم؟من الان حیرانم یعنی فکر میکنم اکثر اوقات تا الان توی زندگیم حیران بودم،همیشه به چرایی فکر میکردم،چرا چنین و چرا چنان!هیچ وقت هم به جوابی نمی رسیدم حالا که فکر میکنم توی این سالها فقط تعداد«چرا»هام بیشتر شده و هر چی جلوتر میرم درباره پیدا کردن جوابشون گیج تر میشم!آیا قرارهای هیچ وقت جوابشون رو پیدا نکنم؟راستی زندگی خیلی خاکستری هست هیچ وقت نمیتونم بگم زندگی زشت یا زیباست شاید بشه گفت زندگی زیباست با رگه های از زشتی،شاید هم برعکس!