همیشه دوست داشتم تو رو اونجوری که بودی تصور  کنم،گذر سال ها تو رو عوض کرده ولی من همیشه  توی گذر سالها وقت خواب و بیداری همون‌جوری تصورت میکنم که دوست دارم،آره من توی رویا و خیال زندگی میکنم!ولی این قسنگ ترین رویایی هس که تا حالا دیدم!میدونی چرا؟چون «تو» معشوق من نیستی!بلکه «معشوق»من تویی!شاید فکر کنی این دو تا جمله هیچ فرقی با هم ندارن!قبل از اینکه ببینمت ی تصوری از عشق واقعی خودم داشتم!و وقتی دیدمت فهمیدم که حتی رنگ چشماتم با اون چیزی که فکر میکردم فرق نمیکنه!اگر هزار سال دیگه هم عمر کنم بازم همون جوری تصورت میکنم!تو رویای منی و هیچ کس جز تو حق نداره رویای من باشه!