من از بدو تولدم مشهد نرفته بودم !!!همیشه وقتی ی نفر از مشهد می‌گفت روحم پرواز می‌کرد تا اینکه بالاخره خدا به من لطف کرد و حرکت کردیم،برام عجیب بود که هیچ حس و حال خاصی نداشتم!همش بین راه از خودم می پرسیدم «پس چی شد؟!مگه همیشه آرزوت نبود بیای؟!»
همین جوری بودم تا اینکه دستم به ضریح رسید،ناخودآگاه بغضم ترکید،انگار تمام اون شور و شوق رو ی جا بروز دادم...امیدوارم هرکس دوست داره هرچه زودتر بیاد زیارت...این تصویر پایین از خودم هم تقدیم به شما!!!