تونل آزادی

نوشته هایی در آغوش باد...

مثل ی خرگوش...!!!

تا چند وقت پیش مثل خرگوشی بودم که توی باتلاق گیر کرده،دلم به حال خودم میسوخت،حالا که بهش فکر میکنم،واقعا مثل ی خرگوش تیز و فرز بودم که تونستم نجات پیدا کنم،شاید اگر هرکس دیگه ای بود-که ظاهراً خیلیا بودن!-خودشو می باخت.البته منم نزدیک بود پا پس بکشم،چند بار وسط ماجرا پیش خودم گفتم«بسه دیگه!تسلیم میشم»اما وقتی به اون همه زحمت خودم و نگرانیای اطرافیانم فکر میکردم به خودم اجازه نمیدادم ولش کنم،وقتی تموم شد اصلا خوشحال نبودم،چون انتظار همچین بدبیاری رو نداشتم،زدم زیرگریه.وقتی عموم فهمید پشت تلفن اونم زد زیر گریه،خب ظاهراً چاره دیگه ای جز انتظار کشیدن نداشتم.

خطر از بیخ گوشم رد شد،لطف خدا بود،الان مثل همون خرگوشم که توی لونش منتظره که شکارچی ناامید شه بره،بعد بیاد زیر نور خورشید و -لااقل برای مدتی-با خیال آسوده جست و خیز کنه!

پ.ن:ماجرا اونقدرا هم وحشتناک و پلیسی نیست!،اما فکر میکنم برای نوشتن ماجرا به ی آرامش روحی کامل نیاز دارم،شاید ی مدت دیگه...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva

مگر امروز همان فردای دیروز نیست؟

ساعت یک بامداد امروزه، نه، امروز نیس. دیگه رفتیم تو فردا پس الان فرداست، دیگه نمی‌تونیم بگیم امروز، الان یک بامداد فرداست...

(:


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva

روبوسی آبدار!!!


«دیشب باران قرار با پنجره داشت

روبوسی آبدار با پنجره داشت

یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد

چک چک چک چک...چکار با پنجره داشت؟»

-قیصر امین پور-

هر بار که این رباعی رو میخونم حالم جا میاد...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva

معرفی کتاب(II)

هزار خورشید تابان

نوشته خالد حسینی

کتاب با یک جمله شوکه کننده درباره مریم شروع میشود:«مریم پنج سال داشت که برای نخستین بار کلمه حرامزاده را شنید.»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva

سخن بزرگان(II)!

رازت را با باد در میان بگذار،اما اگر رفت و با درختان در میان گذاشت ملامتش نکن!

(جبران خلیل جبران)

        

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva

اسم تو را

اسم تو را در گوش باد زمزمه می کنم،تا 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva

قلبی که آه میکشه


میگن «قلبی که آه می‌کشه به آرزوش نرسیده»قلب منم الان بدجوری داره آه می‌کشه!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva

اعتراف

اعتراف میکنم یه زمانی جز اقلیت های مذهبی هند بودم!!!

.

.

.

.

.

.

.

چون یه گاوی رو به عنوان عشق می پرسیدم.

.

.

.

.

.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva

برای تو که نیستی...

سخت میشد تورا فهمید یا که در مرثیه غمناک زندگیت با تو هم آواز شد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva

سخن بزرگان(I)!

وقتی بچه بودم،دعا می کردم خدا به من دوچرخه بده،بعد فهمیدم تخصص خدا دادن چیزهای دیگه ای هست،پس یه دوچرخه دزدیدم،و از خدا خواستم منو ببخشه!

‹آل پاچینو›

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva