تونل آزادی

نوشته هایی در آغوش باد...

روبوسی آبدار!!!


«دیشب باران قرار با پنجره داشت

روبوسی آبدار با پنجره داشت

یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد

چک چک چک چک...چکار با پنجره داشت؟»

-قیصر امین پور-

هر بار که این رباعی رو میخونم حالم جا میاد...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva

معرفی کتاب(II)

هزار خورشید تابان

نوشته خالد حسینی

کتاب با یک جمله شوکه کننده درباره مریم شروع میشود:«مریم پنج سال داشت که برای نخستین بار کلمه حرامزاده را شنید.»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva

سخن بزرگان(II)!

رازت را با باد در میان بگذار،اما اگر رفت و با درختان در میان گذاشت ملامتش نکن!

(جبران خلیل جبران)

        

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva

اسم تو را

اسم تو را در گوش باد زمزمه می کنم،تا 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva

قلبی که آه میکشه


میگن «قلبی که آه می‌کشه به آرزوش نرسیده»قلب منم الان بدجوری داره آه می‌کشه!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva

اعتراف

اعتراف میکنم یه زمانی جز اقلیت های مذهبی هند بودم!!!

.

.

.

.

.

.

.

چون یه گاوی رو به عنوان عشق می پرسیدم.

.

.

.

.

.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva

برای تو که نیستی...

سخت میشد تورا فهمید یا که در مرثیه غمناک زندگیت با تو هم آواز شد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva

سخن بزرگان(I)!

وقتی بچه بودم،دعا می کردم خدا به من دوچرخه بده،بعد فهمیدم تخصص خدا دادن چیزهای دیگه ای هست،پس یه دوچرخه دزدیدم،و از خدا خواستم منو ببخشه!

‹آل پاچینو›

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva

ماورای زمین!!!

من از بدو تولدم مشهد نرفته بودم !!!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva

رویای ابدی!

همیشه دوست داشتم تو رو اونجوری که بودی تصور  کنم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Indaiva